تدوین نقشه راه توسعه‌ هوش مصنوعی با تمرکز بر نقش مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت

مقدمه‌ای بر پروژه:

توضیحات تکمیلی

  • گروه پژوهشی: گروه سیاست نوآوری و آینده‏نگاری
  • مجری پروژه: پژوهشکده مطالعات فناوری- مدیر پروژه: فاطمه کنعانی
  • کارفرمای پروژه: مرکز همکاری‏های تحول و پیشرفت
  • همکاران: پریسا رسولیان، سعیده سادات آهنگری و رضا حافظی
  • تاریخ انجام پروژه: 1399-1401

 

هدف کلی از انجام این پروژه، ارائه نقشه راهی برای توسعه‌ی هوش مصنوعی در ده سال آینده کشور با تمرکز بر نقش‌آفرینی مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت است. در راستای انجام این پروژه، سعی شده است با مطالعه اقدامات کشورهای پیشرو و کشورهای منطقه، تصویری کلی از وضعیت توسعه این فناوری در جهان ارائه شود و درس‏ آموخته‏ های مبتنی بر این مطالعات، جمع ‏بندی شوند. سپس با بکارگیری مشارکت بازیگران اصلی زیست‏ بوم، فهم صحیحی از زیست ‏بوم هوش مصنوعی در کشور شکل داده شود و با تعریف چشم‏انداز حاصل همین مشارکت و مبتنی بر اسناد بالادستی و درس‏ آموخته‏ های سایر کشورها، راهنمایی برای توسعه این فناوری در اختیار سیاستمداران کشور قرار گیرد. به دیگر سخن، اهدافی که در این پروژه، دنبال شده‏اند عبارتند از:

  1. بررسی وضعیت زیست‏بوم هوش مصنوعی ایران
  2. شناسایی بازیگران و تحلیل ذینفعان اصلی زیست ‏بوم هوش مصنوعی ایران
  3. مطالعه و بررسی اقدامات و راهبردهای کشورهای پیشرو در حوزه‌ی هوش مصنوعی و جمع ‏بندی درس‏ آموخته‏ های آن‏ها
  4. تببین وضعیت مطلوب هوش مصنوعی ایران در افق ده ساله
  5. تعیین اهداف و چشم‏انداز ده ساله هوش مصنوعی ایران
  6. نگاشت نقش مرکز همکاری‏های تحول و پیشرفت در برنامه توسعه‌ هوش مصنوعی

 

 

خلاصه مدیریتی:

در جهان امروز، علم و اقتصاد پیوندهای مشترک بسیاری با یکدیگر پیدا کرده‌اند. به طوری که هر کشور دارای علم و فناوری در هر حوزه‌ای، می‌تواند از طریق آن تولید ثروت و درآمد کند. طبق گزارش‌های بسیاری همچون گزارش مؤسسه پژوهشی IDC[1]، هوش مصنوعی، بزرگ‌ترین تحول ‏آفرین و تغییردهنده بازی در اقتصاد جهانی امروز و آینده است. غول‏ هایی همچون آمازون، مایکروسافت، فیس‏بوک، اپل، گوگل و …، سرمایه‏ گذاری‏ های کلانی در حوزه‌ی هوش مصنوعی انجام داده‏اند. در چنین شرایطی، مدیران کشور ما تا چه اندازه ضرورت حرکت به سمت فناوری‌های نو و استفاده کاربردی از هوش مصنوعی را درک کرده‌اند و علی‌رغم مشکلات عدیده امروز کشور، بخش قابل توجهی از تلاش خود را بر روی حرکت کشور به آن سمت معطوف کرده‌اند؟

اندیشمندانی همچون تگمارک معتقدند روند سریع هوش مصنوعی تا سال‏ها ادامه خواهد یافت. هرچقدر سرعت رشد این فناوری‏ها بیشتر باشد، وابستگی بشر افزایش می‏یابد و موضوع قابلیت اعتماد نیز از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود.

با توجه به اهمیت موضوع و اینکه هوش مصنوعی در همه بخش‏های جامعه به کار گرفته خواهد شد و به طور مستقیم بر زندگی افراد و خدماتی که دولت ارائه می‏دهد، مؤثر خواهد بود، دولت‏ها و حاکمیت باید برنامه صحیحی برای چگونگی ایجاد اقتصادی مبتنی

[1] یک شرکت معتبر بین‌المللی داده کاوی در زمینه هوش مصنوعی مستقر در امریکا بر هوش مصنوعی و چگونگی استفاده از آن برای حل مسائل با در نظر گرفتن جوانب و ابعاد مختلف، داشته باشند. درواقع دولت ‏ها باید بتوانند در عین حال که از هوش مصنوعی و منافع آن بهره ‏مند می‏شوند، لازم است راهنمایی برای هدایت آن نیز در اختیار داشته باشند.

غالباً خردمندان معتقدند نقش دولت در توسعه‌ی هوش مصنوعی و اصولاً فناوری ‏های نوظهور، صرفاً نظارت از بالا نیست، بلکه آنچه که دولت در این زمینه به آن نیاز دارد، بصیرت و بینشی است که توانایی پایش پیشرفت هوش مصنوعی را داشته باشد و بتواند متناسب با نیازمندی و توانمندی‏ ها، از آن بهره‏مند شود. در این میان برخی معتقدند دولت باید نقش مستقیم‌تری در این عرصه داشته باشد ولی برخی دیگر صرفاً بر نقش تنظیم‌گری دولت بسنده می‌نمایند. حال اینکه در کشور ما کدام یک از این رویکردها به اقتضا باید به کار گرفته شود، و به طور خاص، مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت به عنوان بخشی از بدنه دولت و کارفرمای این پروژه چه نقشی در پیشبرد این رویکرد می‌تواند داشته باشد، سؤال محوری این پژوهش است و تلاش می‌شود در این گزارش پاسخ داده شود.

بخشی از مطالعه حاضر به بررسی و تبیین دقیق نقش دولت در توسعه‌ی هوش مصنوعی کشورها می‌پردازد. یافته‌ها بیانگر نقش‌آفرینی دولت در حالت‌های متنوع در کشورهای مختلف است و حتی در کشوری همچون ایالات متحده امریکا نیز دولت نقش مهمی در بسترسازی و پیشبرد هوش مصنوعی داشته است. از این رو تلاش شد انواع نقش‌آفرینی دولت‌ها در عرصه‌های مختلف توسعه‌ی هوش مصنوعی در بخش مطالعات تطبیقی در یازده کشور (هفت کشور پیشرو و کشور هم منطقه) بررسی و تحلیل شود.

یکی دیگر از دغدغه‌های مهم پژوهش حاضر، شناسایی صنایع و بخش‌های اولویت‌دار برای توسعه کاربست هوش مصنوعی بوده است که در فصل سوم پاسخ داده شده است. در بررسی صنایع و بخش‌های اولویت‌دار داخلی برای نفوذ سریع‌تر هوش مصنوعی، بر اساس برررسی نظر خبرگان به روش دلفی فازی، بخش‌های پنج‌گانه تجارت و کسب‌وکار، مالی، حمل‌ونقل و خودران، در اولویت اول قرار می‌گیرند. در مطالعات خارجی نیز بخش‌های داده و اطلاعات، سلامت، حمل‌نقل و حوزه مدیریت عمومی و بیمه مالی بیشتر مورد تأکید کشورهای مورد مطالعه بوده‌اند.

ترسیم حالت مطلوب توسعه‌ی هوش مصنوعی از اهداف مهم پژوهش بوده است تا بتوان با مقایسه وضع موجود و تحلیل شکاف بین این دو وضعیت، به ارائه راهکارهای مناسب با تمرکز بر مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت پرداخته شود. به منظور داشتن نگاهی جامع و یکپارچه در ترسیم این وضعیت‌ها از رویکرد زیست‌بوم استفاده شد تا همه ابعاد مورنیاز برای توسعه فناوری هوش مصنوعی پوشش داده شود و از مراحل تحقیقاتی فناوری تا کارآفرینی و ایجاد ثروت و اثرگذاری اقتصادی را ارائه طریق نماید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد در حالت مطلوبِ زیست‌بوم هوش مصنوعی کشور باید سه بخش عرضه و تقاضا و بسترساز مدنظر قرار گیرد و تلاش شود در هر بخش توسعه متوازن کارکردهای موردنیاز توسعه‌ی هوش مصنوعی پیش برده شود. در بخش عرضه، کارکرد تأمین مالی، زیرساخت فنی، سایر خدمات فنی، پژوهش، آموزش و پرورش نیروی متخصص، تأمین داده و اطلاعات، بررسی می‌شود که غالباً با محوریت بخش خصوصی و همراهی بخش حاکمیتی در برخی عرصه‌ها پیش می‌رود. در بخش تقاضای هوش مصنوعی نیاز است کارکردهای پژوهش و تحلیل داده، تجاری‌سازی و تأمین بازار، رایزنی بین‌المللی مدنظر قرار گیرد. بخش بسترسازی توسعه‌ی هوش مصنوعی غالباً نقش‌های پشتیبانی و بسترسازی را شامل می‌شود که عبارتند از سیاست‌گذاری، آگاهی‌بخشی، قانون‌گذاری، امنیت و استانداردسازی، تنظیم اصول اخلاقی و حریم خصوصی، نظارت که محور اصلی این بخش نهادهای مختلف حاکمیتی و دولتی هستند.

در بررسی وضعیت موجود کشور ایران در حوزه‌ی هوش مصنوعی نتایج پژوهش نشان داد، شاخص‌های آماری قابل استنادی برای مقایسه با شاخص‌های جهانی وجود ندارد. تنها در شاخص انتشارات و تحقیق و توسعه اطلاعاتی وجود دارد. از این رو در این پژوهش برای بررسی وضع موجود از ابزار طراحی شده در بخش زیست‌بوم هوش مصنوعی استفاده شد و با استفاده از نظرات خبرگان پژوهش نتیجه حاصل شد که زیست‌بوم یکپارچه و حمایت‌گری در حال حاضر در کشور وجود ندارد و شاید بتوان گفت زیست‌بوم هوش مصنوعی کشور در مرحله ایجاد و راه‌اندازی است. چرا که حتی بسیاری از فعالان و بازیگران کنونی، از نقش دقیق سایر بازیگران اطلاع کافی ندارند. در کارکردهای 16 گانه شناسایی شده در مدل زیست‌بوم هوش مصنوعی، برخی از کارکردها نهاد متولی خاصی ندارند و به عبارتی در حال حاضر با وجود نهادهایی در ساختار تشکیلاتی کشور، ولی به صورت اثرگذار به بحث هوش مصنوعی وارد نشده‌اند. این خلأهای نهادی در هفت بخش نهاد راهبری، نهاد اخلاقی هوش مصنوعی، نهاد استانداردسازی، نهاد ترویجی و آگاهی بخشی، نهاد داده، نهاد توسعه نوآوری و نهایتا خلأ خوشه‌های کسب‌وکار و کنسرسیوم‌ها به طور آشکار دیده می‌شود. در سایر بخش‌ها نیز ممکن است گاهی نهادهایی مشغول ایفای نقش باشند ولی مشهود نبودن خروجی چشمگیر و مناسب در عرصه‌های کسب‌وکاری و اثرگذاری در تولید ناخالص ملی، نشان از ضعف و وجود مسائل و چالش‌هایی در کل زیست‌بوم و حتی کارکردهای دارای مسئول نهادی است. یافته مهم دیگر پژوهش، نبود کارکرد ارکسترینگ و هماهنگ ساز در زیست‌بوم هوش مصنوعی در وضع موجود است که شاید ریشه بسیاری از مسائل و چالش‌های کنونی نیز نهفته در فقدان این کارکرد باشد. حضور یک ارکستر مورد توافق میان بخش‌های سه گانه عرضه، تقاضا و بسترساز می‌تواند راندمان ارزش‌آفرینی زیست‌بوم را ارتقا دهد. در باب خلأهای نهادی زیست‌بوم کشور برای آگاهی‌بخشی نیاز است رسانه‌های ترویجی متنوع برای ارتقای آگاهی در سطوح مختلف جامعه، کسب‌وکارها و صنعت و حتی در میان جوانان و نیروهای تحصیلکرده به کار گرفته شوند. نهادی نیز باید متولی استانداردهای لازم در دو سطح امنیت و استانداردهای لازم در سطح محصولات و کسب‌وکارها باشد. در بخش عرضه، به ویژه در کارکرد سایر خدمات فنی، جای خالی خوشه‌های کسب‌وکار دیده می‌شود که نیازمند ایجاد و توسعه آنها به منظور توسعه بهتر و سریعتر زیست‌بوم هستیم. نهاد داده نیز دیگر خلأ بزرگ در این بخش است که مسئول گردآوری و پایش مستمر داده از همه نهادها و سازمان‌ها و تسهیم آنها با بخش‌های تحقیقاتی و تجاری باشد. در بازوی تقاضا که نقش مهمی در تحریک بازار و مصرف محصولات هوش مصنوعی و به حرکت درآوردن لوکوموتیو آن دارد، سه خلأ اصلی شناسایی شده است. در کارکرد تأمین بازار و تجاری‌سازی، نهادی متولی نوآوری نیاز است تا به طور مستمر نفوذ راهکارهای هوش مصنوعی را در صنایع و بخش‌های مختلف توسعه دهد و باعث افزایش تقاضا شود. همینطور در کارکرد پردازش داده، خوشه‌های کسب‌وکار و کنسرسیوم‌ها می‌توانند از ابزارهای مهم در توسعه ارائه خدمات هوشمند باشند.

در بخش پایانی برای رسیدن به حالت مطلوب ترسیم شده در مدل زیست‌بوم کشور و همچنین بررسی‌های تطبیقی و میدانی، سیاست‌ها و راهبردهایی برای مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت ارائه شده است. ارائه راهبردها بر اساس تلاقی خلأهای نهادی و چالش‌ها و مشکلات شناسایی شده در زیست‌بوم، با توانایی‌ها، قابلیت‌ها و اولویت‌های مرکز همکاری‌‌ها صورت گرفته است. با توجه به اهمیت و ضرورت دو چالش داده و نیروی انسانی، پیشنهاد شده است مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت از قدرت رایزنی خود استفاده نموده و در فراهم‌سازی داده به عنوان زیربنای اصلی توسعه‌ی هوش مصنوعی اقدام نماید. مطالعات کشورها نشان داد تلاش‌های مختلفی برای شکار نیروهای متخصص و یا پرورش و تربیت نیروی انسانی صورت می‌گیرد که اهمیت بالای این منبع را در توسعه‌ی هوش مصنوعی کشورها نشان می‌دهد. از این رو پیشنهاد می‌شود مرکز همکاری‌ها با ایجاد پلتفرم‌هایی به بحث اشتغال مناسب این نیروها بپردازد. در پیشنهادهای اولویت دوم نیز شکل‌دهی به بازار (عرضه-تقاضا) مد نظر قرار دارد و برای سه خلأ آگاهی بخشی نظام‌مند، شبکه‌سازی و توسعه نوآوری راهکارهایی ارائه شده است.

شکل زیر فرایند کلی پژوهش را نشان می‌دهد.

 

پروژه‌های مرتبط